هزار و یک شب محبت نیرو مند ترین قدرت جهان و در عین حال ساده ترین نیروی قابل تصور است . آرشيو وبلاگ نويسندگان زن وشوهر جوانی سوار بر متورسیکلت در دل شب می راندند. آنها از صمیم قلب یکدیگر را دوست داشتند... زن جوان: یواش تر برو،من می ترسم. مرد جوان: نه، این جوری خیلی بهتره! زن جوان: عزیزم خواهش می کنم ، من خیلی می ترسم. مرد جوان:خوب، اما اول باید بگی دوستم داری. زن جوان: دوستت دارم؛ حالا می شه یواش تر برونی؟ مرد جوان: مرا محکم بگیر. زن جوان: خوب،حالا می شه یواش تر برونی؟ مرد جوان: باشه، به شرط اینکه کلاه کاسکت منو برداری و روی سرت بذاری ؛ آخه نمی تونم راحت برونم، اذیتم می کنه! . . . روز بعد روزنامه ها نوشتند: برخورد یک موتور سیکلت با دیوار ساختمانی، حادثه آفرید. در این سانحه که به دلیل بریدن ترمز موتور سیکلت رخ داد، یکی از دو سرنشین زنده ماند و دیگری در گذشت ... مرد جوان از خراب شدن ترمز آگاهی یافته بود، اما بدون اینکه همسرش را مطلع کند، با ترفندی کلاه کاسکت خود را بر سر او گذاشت و خواست برای آخردن بار جملۀ «دوستت دارم » را از زبان او بشنود و خودش رفت تا او زنده بماند.
پيوندها
|
|||||||||||||||||
![]() |